تبليغاتX
قلب یخی


قلب یخی





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

باز باران

باز باران

باز باران

 

می چکد بر دفترم

 

تا بشوید هرچه دارم در سرم

 

باز باران

 

بی بهانه

 

میزند بر جان خسته

 

تا بشوید گونه ها را

 

از غبار سفله بسته

 

باز باران

 

بی ترانه

 

میزند بر دشت لاله

 

تا بشوید زخم و درد عاشقی را

 

از درون قلب های زخم دیده

 

باز باران

 

بی نشانه

 

می زند بر صاحبان این زمانه

 

تا بشوید رنگ تزویر و ریا را

 

از لباس مردم در خواب مانده

 

حال باران

 

در درون ابر پنهان می شود

 

رنگ و بویش از دیده میگردد نهان

 

می گریزد او از این درد عیان

 

باز باران

 

دور می گردد زمن

 

تا نبیند سیل اشک و آه من

 



نويسنده: فرشته مورخ: سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 در ساعت: 8:56
|+|

بهار من تویی

تو همان شکوفه نجاتی

 که صبحدم در حیاط  پاییزی خانه مان سر از پیله اش در آورد و به رویم لبخند زد

و به من یاد داد

که پاییز نیز رنگی از زندگی را به خود دارد

و به من یاد داد

شکوفه عشق هر لحظه می روید و در زمستان سردی آه تنهایی ننه سرما را با گرمای خود از میان می برد

و ننه سرما می داند عشق است که باعث دمیدن بهار می شود

و تو نیز می دانی

می دانی زمستان من آه توست

و بهار من شادیت

و تابستانم در بالای درختان گیلاس لبخندت است که معنا می یابد

و برگ ریزان دلم زمانی است که برگ های شادابی از چهره ات می ریزد

و غم به جای آن بهشت مرا می پیماید...


نويسنده: فرشته مورخ: یکشنبه دهم خرداد 1388 در ساعت: 10:52
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+