تبليغاتX
قلب یخی


قلب یخی





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

می نویسم
از پی دل
می نویسم از طوفان
آه ، این طوفان نیست
این شعر دل است
که کسی نشنیده
مقصد این شعر کجاست؟
خانه‏ای مقصد این شعر من است
جای در شهری زیبا دارد
خوب می دانم
که به مقصد می رسد،‌روزی
پر می کند مقصد را
از نور
از مهر
از زیبایی
امید من آن روز است


نويسنده: فرشته مورخ: یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 در ساعت: 11:17
|+|

امان از روزی که رفتی ...

بی تو

اون روزی که رفتی ، دیگه نفس نمونده بود که بیاد بالا

انگار نفسم مث خودم خشک شده بود .

داشتم خفه می شدم ، اما اصراری برای بالا اومدنش نداشتم

میذارم هر جوری که راحته باشه . نفسم رو می گم ...

همون طوری که گذاشتم تو راحت باشی ....

 بازهم سلام ....

سلام به اونی که عشقو به من هدیه داد ....

این سطر مختصر رو گفتم که اون بخونه ، هرچی که تا حالا نگفتم رو میخوام بدونه .

اون اولش نمی خواست منو بذاره و بره ....

ولی راز منو فهمید ....

اون رفت تا همیشه برای من بمونه ....

 

و حرف همیشگی من : امان از اون روزی که رفتی ...



نويسنده: فرشته مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 در ساعت: 15:27
|+|

برای بودن و موندن هیچ دلخوشی کم نیست ....

وقتی دلم می گیره ....

وقتی بغض گلوم رو فشار میده ....

وقتی ستاره احساسم از من دور می شه ....

و آرزوهای من دست نیافتنی تر از همیشه برام جلوه می کنه ....

وقتی سقف آسمون بر دلم آوار می شه ...

و من تنها تر از همیشه ، احساس می کنم ، اندوهی تمام وجودم رو داره فشار میده و منو در هم می شکنه .....

ناگهان .....

احساس ملایم یک حضور ...

نسیم معطر احساس تو خدای خوبم ....

آرام آرام از فضای غم گرفته قلبم می گذره و بوی آشنای تو دلم رو مسرور می کنه

و اون وقته که دست مهربونت بر دلم می شینه ،

گرمم می کنه و ذره ذره این باور سبز رو توی دلم می شونه که :

" برای بودن و موندن ، هیچ دل خوشیی کم نیست "  


نويسنده: فرشته مورخ: چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 در ساعت: 8:48
|+|

حقیقت نگاهش
حقیقت نگاه

در حقیقت نگاه من چیزی نهفته است می بینی

همه از سرّ درونم سخن می گوید

سخن از جنجالی که در درونم احساس می کنم

چه کنم با این همه هیا هو که در درونم جاری است

در درونم همه جنجالها سر توست

تو که از این هم جنجال بی خبری

چشم بگشا تا ببینی در نگاهم این همه جنجالی که درونم جاری است

چشم بگشا ......


نويسنده: فرشته مورخ: پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 در ساعت: 8:23
|+|

بازم از طرف نمی دونم کی

دل من

دل من تنها بود دل من هرزه نبود

دل من عادت داشت که بماند یکجا

به کجا؟ معلوم است به در خانه تو

دل من عادت داشت که بماند آنجا پشت یک پرده توری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی

دل من ساکن دیوار و دری که تو هر روز از آن می گذری

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز به آن می نگری

راستی دل من را دیدی...؟!!!

افسوس ........


نويسنده: فرشته مورخ: سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 در ساعت: 8:23
|+|

دلتو من شکستم؟

اینم از طرف نمی دونم کی که فکر می کنه من دلشو شکستم.

چی بگم والا


نويسنده: فرشته مورخ: چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 در ساعت: 15:3
|+|

خداحافظ

برو عشقم

دل بکن از منو عشقم

بذار دستامون جدا شن

سهمه  من شب های تاریک سهمه تو فردایی روشن

مجبورم نکن  بگم که به تو هیچ حسی ندارم

آخه این دروغه اما دیگه چاره ای ندارم

تو بدون تا آخر عمر از دلم نمیری هرگز

نمیخواد که سخت بگیری

خیلی ساده خداحافظ

خداحافظ

 


نويسنده: فرشته مورخ: پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 در ساعت: 16:54
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+