تبليغاتX
قلب یخی


قلب یخی





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

زندگی

یادم باشد هر گاه ارزش زندگی از یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه

می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...

...

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود

...

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم

...

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

...

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !

...

  یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد

...

یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم

...

یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،

 

 


نويسنده: فرشته مورخ: چهارشنبه سی ام بهمن 1387 در ساعت: 11:26
|+|

عشق دروغ

روزگاری من و تو

عاشق هم بودیم

در شبی مهتابی

تو برایم خواندی:

نازنینم, عشقم

تکیه کن بر دستام

و دگر هیچ مخور

غم بی تکیه گهی

که منم تکیه گهت

و بدان ای گل من

که پناهت مردی است

که مثال کوه است

و چه آسان من خام

باورت می کردم

و نمی دانستم

تکیه کردن بر عشق

تکیه بر قامت سست باد است


نويسنده: فرشته مورخ: سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 در ساعت: 15:26
|+|

اربعین
                                         
                                                   
 از بودن خسته ام. از درک واژه ی حیات ناتوانم.در اندوه خویش غرق شده ام .سرشار از تکرارم در این سکون زندگی. سر گردان وبی پناه بر روی دایره ی کم رنگ خلقت درجا میزنم . به نگاه آفتاب مشکوکم چرا که روزی  بی رحما نه بر خورشید عالم تا ب خیره شده بود. از زلالی وصداقت آ ب بی زارم چرا که به شفافی نگاه عباس رحم نکرد.خدایا صبورا مهربانا چهل روز است که از عاشورا میگذرد قلب جها ن دیگر نای تپیدن ندارد. پس غیرت آسمان کجا رفته؟ زمین چقدر گستاخانه هنوز به زندگی ادامه میدهد. یک اربعین از اوج نامردی میگذرد. یک اربعین است که سر امام مظلومیت بر نیزه رفت و آسمان دیده و زمین تاب آورده. در سکوت وهم انگیز خیال بغض دلم میشکند گریه امان نگاهم را بریده است. قلبم در سینه پرپر میزند و مظلومیت عباس و اقتدار علی اصغر را آه میکشد. خداوندا اینک باز اربعین حسین آمده است. باز عرق شرم پیشانی انسانیت را نمناک کرده است . باز بشر از وجود خویش خجالت زده میشود. و باز مثل همیشه امام رئوف و مهربان ما حسین بن علی  نگاه بخشایشگر خویش را بر بشر میتاباند و بر حاجات ما آمین میگوید. دلم دیگر از داغ علی اصغر مرده است حالا چگونه این دل میتواند در تولد دوباره زمین لبخند بزند؟ کدام تولد؟ کدام زندگی؟ کدام امید ؟ اصلا مگر میشود بعد از حسین به زندگی ادامه داد؟ نه نمیشود............ زندگی ما بعد از حسین عین محکومیت است. ای کاش از خجالت آب میشدیم تا هیچ گاه روی سیاه ما بر نگاه مادرش زهرا نیفتد. آخر هیچ جای دنیا این رسم امانت داری نیست. هیچ جای جهان این رسم اربا ب و بندگی نیست. بیایید به تمام دنیا فخر بفروشیم برای داشتن چنین اربابی . بیایید آن طور که باید لطفش را پاس داریم و حرمتش را نگاه داریم .

نويسنده: فرشته مورخ: یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 در ساعت: 14:47
|+|

برای عشق

280nt01.gif 

برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.

 

برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده.

 

برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.

 

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.

 

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن.

 

برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر.

 

برای عشق وصال كن ولی فرار نكن.

 

برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن.

 

برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش.

 

برای عشق خودت باش ولی خوب باش.

 

 


نويسنده: فرشته مورخ: دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 در ساعت: 8:32
|+|

کی گفته؟


نويسنده: فرشته مورخ: یکشنبه بیستم بهمن 1387 در ساعت: 11:37
|+|

راز دل
این روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه

درد تموم عاشقا پای كسی نشستنه

این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه

گردای رو آینه ها فقط غم زندگیه

این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه

مشكل بی ستاره ها یه كم ستاره چیدنه

این روا آسمونمون پر از شكسته بالیه

جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه

این روزا كار آدما دلهای پاك رو بردنه

بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه

این روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه

این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه

جرم تمومشون فقط لذت آشناییه

این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه

رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه

535gmtl.jpg

اگر تنهاترین تنها شوم باز تو هستی. آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری

ای عزیز ماندنی. ای ناب سخت یاب

تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من. ای خوب خواستنی.

اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشایم

و از تو برای همسایه مان که نان ما را ربود نان

برای یارانی که دل ما را شکستند مهربانی

برای عزیزانی که روح ما را آزردند بخشش

و برای خویشتن خویش آگاهی

عشق و عشق و عشق می طلبیم.


نويسنده: فرشته مورخ: سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 در ساعت: 8:40
|+|

بی خیال
4823.jpg
نويسنده: فرشته مورخ: دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 در ساعت: 9:52
|+|

کاش می دانستم

كاش می دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی كه تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه وقتی كه
توچشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوی این شتنه جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می كند ای غنچه رنگین پر پر
من در آن لحظه كه چشم تو به من می نگرد
برگ خشكیده ایمان
را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
كاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است



نويسنده: فرشته مورخ: پنجشنبه دهم بهمن 1387 در ساعت: 16:34
|+|

دیشب


دیشب

که یاد اون چشمای نازت افتادم


بی اختیار اشک بی کسیم گونه هامو سوزوند


دیشب


که طنین زیبای صداتو به یاد آوردم


فریاد تنهایی ام در سکوتی تلخ گم شد


دیشب


که یاد اون عشوه های قشنگت افتادم


غرور شیشه ای ام تکه تکه شکست


دیشب


که تنهایی تو رو به یاد آوردم


به یاد تنهایی خودم گریه کردم


دیشب


که رویای وصال تو رو به یاد آوردم


بی اختیار بر بخت بدم لعنت فرستادم


حالا کجایی؟


هر جا که باشی چشم به راهت خواهم ماند....


نويسنده: فرشته مورخ: چهارشنبه نهم بهمن 1387 در ساعت: 14:42
|+|

ادامه مطلب

جرم

بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت


بنویسید بعد مرگم روی سنگ


با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ


او که خوابیده ست در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد

نويسنده: فرشته مورخ: سه شنبه هشتم بهمن 1387 در ساعت: 10:11
|+|

ای هستی من
کاش آن لحظه که تقدیم تو شد همه هستی من. می سپردم که مواظب باشی . جنس این جام بلور است. پُر از عشق وغرور است


نويسنده: فرشته مورخ: شنبه پنجم بهمن 1387 در ساعت: 9:23
|+|

خط خطی
خط خطی...دلم خط خطی شده بس که اشتباه نوشتم و خط زدم و باز نوشتم...من هی از با توبودن نوشتم...تو هی زیر غلط هایم...زیر تمام "بمان"ها خط قرمز کشیدی و من هر شب هزار بار جریمه نوشتم " نمان" ! حالا بعد تمام شدن دفترم تو چقدر خوشحالی که من یاد گرفته ام درست بنویسم


نويسنده: فرشته مورخ: پنجشنبه سوم بهمن 1387 در ساعت: 14:57
|+|

درد
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.....عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست ......عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است. .....عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی
نويسنده: فرشته مورخ: سه شنبه یکم بهمن 1387 در ساعت: 8:33
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+